دست نوشته هاي مهدي ترابيان

درباره خودم و موطن سرافرازم نطنز

نکته
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٧  
دوستان عزیزم سلام. شما از این به بعد می توانید مطالب جدید این بنده حقیر را در وبلاگی با آدرس زیر بخوانید. به من سر بزنید و مرا از نظرات خود محروم نسازید. WWW.RADAN66.BLOGFA.COM
کلمات کلیدی:
بايد بنويسيم تا بتوانيم تاثير گذار باشيم
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٦  

     بنويسيم تا بتوانيم تاثير گذار باشيم

چند وقتي مي شد که ديگر حال نوشتن نداشتم. نه فقط براي اين وبلاگ . اين بي حالي کلي بود. حتي سختم بود چند خط مطلب بنويسم. امروز هم به خودم خيلي فشار آوردم تا خودم را راضي به نوشتن کنم.البته مشغله کاري هم در اين موضوع مزيد بر علت شده بود. اين روزها بيشتر نقش يک مرورگر مطالب دوستان و همشهريان را داشتم.متاسفانه حجم مطالب وبلاگها و سايتهاي همشهريان عزيزم نيز اين روزها کم شده. بعضي ها که ديگر نمي نويسند و بعضي هم مثل من هر از چند گاهي مطلبي را به رشته تحرير در مي آورند. اما واقعيت اين است که اين روزها نياز به نوشتن بيشتر احساس مي شود. اين روزهاي نزديک به انتخابات اين نوشتن ها مي تواند کمکي هر چند اندک باشد. اميدوارم همگي با هم و دست در دست هم از اين به بعد سعي کنيم بيشتر در اين عرصه حضور يابيم و در آگاه سازي و اطلاع رساني و ارائه ديدگاهها حضور پر رنگتري داشته باشيم. بايد بنويسيم تا بتوانيم تاثير گذار باشيم. فعلا خداحافظ.


کلمات کلیدی:
از همه دوستان شورايي عذرخواهي مي کنم
ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٦  

               با حضور در انتخابات وفاداري خود را به آرمانهاي انقلاب نشان دهيم

اين روزها با وجود اينکه دلم مي خواهد بيشتر بنويسم اما حجم کارها مقداري فرصت را از من گرفته. اصلا هم ناراضي نيستم . چون از کارم لذت مي برم و خدا را به همين خاطر بسيار شاکرم. اما دغدغه اين روزهاي من نزديکي به ايام محرم است و اينکه طوري مرخصي بگيرم که حداقل دهه اول در نطنز باشم. اما اين را هم مي دانم که امام حسين (ع)بايد بطلبدتا بتوانم در حسينيه خدمت کنم.اين روزها دوستان عزيزم، همه در کربلا هستند. ديشب با آنها تماس گرفته بودم. بد طوري دلم هوايي شده بود. آخر قرار بود که من هم با آنها بروم اما قسمت نشد. انشاءا... که خدا قسمت کند با خانواده و دوستان هياتي هر چه زودتر کربلاي امام حسين (ع) را زيارت کنيم. اينها گوشه اي از احوال اين روزهاي من بود. اما مي خواهم در همين قسمت هم مطلبي در رابطه با انتخابات بنويسم. آخر ديگر فرصت زيادي تا شروع ثبت نام از نامزدها باقي نمانده. چند شب پيش در محفلي دوستانه در رابطه با نقش شورا در انتخابات مجلس صحبتي کردم که بد نديدم در اين قسمت گوشه هايي از آن را بنويسم. شخصا با دخالت شورا در عرصه انتخابات مجلس و تاثير گذاري بر مردم براي راي دادن به فرد خاصي مخالفم و آن هم دلايل گوناگون دارد. اول اينکه خود اعضاي شورا منتخبين مردم هستند و اينکه عده اي منتخب سعي کنند بر انتخاب منتخبي ديگر در عرصه ديگر تاثير گذارند همان دور باطلي است که گاهي اوقات احزاب نيز گرفتار آن شده اند و خيلي زود نيز ثمره ناميمون آن را ديده اند. مثلا اينکه دولتي بخواهد در انتخابات مجلس يا شورا ليستي ارائه نمايد يا بالعکس نماينده مجلسي بخواهد مردم را هماهنگ نمايد تا فردي به طور مثال در انتخابات شورا راي بياورد يا نياورد. دومين دليل مخالفت بنده اين است که حتي اگر يک درصد احتمال شکست گزينه معرفي شده توسط شورا وجود داشته باشد بي اعتمادي مردم به تصميمات شورا پس از انتخابات را به دنبال دارد.چون اين تصميمي است که مردم بسيار به آن حساس هستند و شکست در آن خيلي برايشان سنگين است و مسلما وقتي شورا بخواهد در اين تصميم گيري دخالت نمايد مسئول اول و آخر شکست ، شورا قلمداد مي شود. دليل سوم بنده نيز اين است که شوراي فعلي ما آنقدر زمان را از دست داده که ديگر قادر به انجام هيچ کاري نيست. ديگر کانديداها اعلام حضور کرده اند و مدتي است در شهر از لحاظ وقتي و مالي هزينه نموده اند و با حضور خود در نقاط مختلف شهر نيز يارگيري کرده اند . سخت است ديگر از اين عرصه کنار روند مگر به وسيله ايجاد يک موج مردمي.  بنده به هيچ وجه مخالف نقش آفريني شورا در انتخابات مجلس نيستم که معتقد به آن نيز مي باشم . اما نقش آفريني با دخالت بسيار متفاوت است و اعتقاد نيز دارم حالا که زمان گذشته ، دوستان بايد اجازه دهند انتخابات آزاد و طبق روال عادي خود برگزار گردد و اينگونه بيشتر اميد اين مي رود که بين مردم وحدت ايجاد شود. از همه دوستان شورايي عذرخواهي مي کنم. اينها فقط نظرات شخصي بنده بود و تصميم گيرنده آنها هستند.


کلمات کلیدی:
در پس اين پرده چه خبر است؟
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٦  

          در پس اين پرده چه خبر است؟

مدت زمان زيادي به شروع انتخابات مجلس هشتم نمانده و تلاشهاي کانديداها براي جلب آراي مردم در حوزه هاي انتخابيه نيز چند وقتي است که آغاز شده. در نطنز هم همينطور است. کساني تا ديروز حتي سختشان بود که نام نطنز را بر زبانشان بياورند امروزخود را نطنزي اصيل و دلسوز آن مي دانند. کساني ديگر بعد از گذشت تقريبا 4 سال دوباره پيدايشان شده و به سبک هميشگي و جداً زيباي خود با مردم نجيب اين شهر بازي دوباره اي را آغاز کرده اند. عده اي هم که چند وقتي است نطنزي شده اند و در شناسنامه شان اسم نطنز را پيدا کرده اند. اين فقط يک سوي جريان است و در سوي ديگر کساني قراردارند که قصه آنها نيز جالب است. آن طرف کساني هستند که در ظاهر قرار است مردم را يکي کنند در حالي که نقل قولها چيز ديگري را نشان مي دهد و خودشان دارند عامل تفرقه می شوند. کساني ديگر گروهي را تشکيل داده اند تا کانديدي را برای شهر معرفي کنند و جالب توجه آن است که يکي از اعضاي اين گروه قرار است خودش کانديد باشد. فعلا هيچ چيز مشخص نيست و معلوم نيست در پس اين پرده چه خبر است؟ اما خيلي ها در تکاپو هستند تا به مقصود برسند. اين که چه اتفاقاتي در آينده خواهد افتاد منتظر خواهيم نشست تا ببينيم.بنده نيز سعي خواهم کرد از اين به بعد بيشتر در اين مورد بنويسم. فعلا خداحافظ


کلمات کلیدی:
مديران يک روزه
ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٦  

       مديران يک روزه

به نظر مي رسد که بعضي از مديران از بسياری جهات مدير يک روزه باشند. حالا عرض مي کنم چرا؟

۱- بسياری از آنها يک روزه ره صدساله را طی مي کنند و مدير و کارشناس مي شوند در صورتی که نه درسی در رابطه با مديريت خوانده اند و نه تجربه آنچنانی برای اين کار دارند. به عنوان مثال....................

۲- کارهای انجام شده توسط برخی از آنان توانايی آن را دارد که يک روزه از بين برود. نمونه آن ...................

۳- معمولا سخنان آنها بيش از يک روز اعتبار ندارد .برای اينکه فردا آن را تکذيب مي کنند و يا خلاف آن ثابت مي شود.به عنوان مثال ................

۴- آنها فقط تا يک روز بعد را مي توانند پيش بينی کنند و از اين جهت آينده نگري خوبي دارند. براي اين مورد مي توان به................................................اشاره کرد.

۵- معمولا اين مديران ، يک روز بالاخره عزل شده و مدير ي ديگر بجای آنها منصوب مي شود.نمونه آن ......................

۶- يکی از محاسن اين مديران اين است که نظریه کارشناسی که احتياج به ماه ها تحقيق دارد را يک روزه کشف مي کنند. از اين نظريه ها نيز زياد بوده .مثلا............

۷- از يک نظر اين مديران يک روزه نيستند و آن اينکه پروژه ها و طرحهای يک روزه را در عرض چندين سال به پايان مي رسانند.به عنوان مثال....................

به دليل اينکه آوردن مثال براي موارد بالا حوصله؟؟؟ زيادي مي خواهد و بنده به هيچ وجه نه حوصله و نه وقت آن را دارم از آوردن مثال خودداري کردم. اما چنانچه شما دوستان عزيز مثالهايي از اين نمونه ها داريد در قسمت نظرات بنويسيد . البته بايد به اين مسئله هم توجه کرد که مديران لايق بسياری نيز وجود دارند که واقعا مديرند. اما تعداد مديران يک روزه نيز کم نيست!


کلمات کلیدی:
در شناسنامه ابيانه جلوي نام پدر نوشته نطنز
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦  

نمونه اي از عکس استفاده شده در سايت به اصطلاح جامع گردشگري

امروز صبح که وبلاگ نطنز نيوز را مي خواندم در قسمت نظرات اين وبلاگ مطلبي در رابطه با ابيانه ديدم که در آن آدرس لينکي از سايتي با نام سايت جامع گردشگري ايران نيز وجود داشت. وقتي براي مطالعه مطلب به آن سايت سر زدم مطالبي را در انتهاي آن خواندم که حقيقتا خيلي به من برخورد و ناراحتم کرد.با خواندن آن مطلب پاسخي را براي آن سايت به اصطلاح جامع فرستادم. بد نديدم که شما را هم از اين بابت مطلع نمايم تا با مراجعه به آن سايت نظرات خود را براي ايشان ارسال نماييد. شما مي توانيد مطلب اين سايت در مورد ابيانه را به آدرس

 http://www.anobanini.ir/travel/fa/esfahan/1385/10/post_18.php#more      

بخوانيد.اين سايت در قسمت انتهايي مطلب خود چنين نوشته است:

((البته ذکر این نکته لازم است که به نظر آنوبانینی؛ این روستا بیش از حد مشهور شده و به واقع دیدنی های آن کمتر از شهرت آن است. شاید یکی از مهمترین دلایل این شهرت، نزدیکی به شهرهایی همچون کاشان، قمصر، اصفهان و به طور کل در دسترس بودن آن است. از همه مهمتر اینکه تقریبا هیچکدام از دیدنی های شناخته شده آن همچون مسجد و منبر معروف، در معرض نمایش قرار ندارد و احتمالا تنها برای افراد خاص قابل رویت است. در آخرین بازدید آنوبانینی، روستا به نظر خالی از سکنه می رسید و تنها تعداد معدودی از ساکنان مسن در روستا حضور داشتند که اغلب مشغول فروش اجناس خود به گردشگران بودند. سخن آخر اینکه؛ در صورتی که در ورود به روستا از شما وجه نقد دریافت شد، اصلا تعجب نکنید!!! )) اين سايت همچنين با چاپ عکسي از بليط وروديه قصد داشته مطلب را مستند بنويسد. همچنين در ذيل عکسي ديگر که مربوط به يکي از صنايع دستي ابيانه مي باشد بر قيمت بالاي اجناس در ابيانه تاکيد نموده است.

بنده پس از مطالعه مطلب اين سايت پاسخي را به شرح زير براي ايشان فرستادم:

((سلام دوست بزرگوار . از زحمات شما در رابطه با معرفي ابيانه تشکر مي کنم. اما توضيحاتي را بايد در مورد مطلبتان در رابطه با ابيانه ذکر نمايم. اول اينکه نمي دانم در يک سايت گردشگري لزوم چاپ يک بليط تا چه حد است و نمي دانم شما تا چه حد به ديدن آثار باستاني رفته ايد. اگر اينکار را کرده بوديد مي ديد که براي بازديد از هر موزه دست سازي هم نيز بايد بليط خريداري کنيد. براي من خيلي جاي سوال دارد که شما از خريد بليط تعجب فرموده ايد.شما اگر به شهر اصفهان سر زده باشيد حتما ديده ايد که بازديد باغ پرندگان آنجا هم با خريد بليط صورت مي گيرد. حال نمي دانم چطور براي شما خريد بليط براي ورود به يک روستاي باستاني بي نظير چنين شما را متعجب کرده که چهار علامت تعجب جلوي مطلب خود گذاشته ايد. در ثاني خودتان بهتر از من مي دانيد که براي صنايع دستي نمي توان ارزشي قائل بود. آنچه که شما در ابيانه ديده ايد صنايع دستي است که زحمت زيادي را مردم خونگرم ابيانه براي آن کشيده اند و آن اجناس پفک و چيپس و.... نيست که قيمت مشخصي داشته باشد. شايد هم شما کارشناس قيمت گذاري بر روي صنايع دستي هستيد. اگر اينچنين است از شما عذر خواهي مي کنم و مطلب آخر هم اينکه بستگي دارد شما با چه نگاهي به بازديد ابيانه رفته باشيد. اگر نگاه شما يک نگاه گردشگري و بازديد از آثار باستاني بود امروز نمي گفتيد بيش از حد معروف شده است چون اينکه ابيانه تا اين حد در دنيا مشهور شده به دليل تبليغات و موارد جانبي نيست بلکه به دليل جاذبه هاي زياد براي گردشگران سراسر دنيا و خاطرات زيبايي است که در ذهن آنها گذاشته و آخر هم اينکه دوست بزرگوار من، ابيانه به عنوان بخشي از شهرستان تاريخي و تاريخ ساز نطنز ،خود مايه افتخار است وشهرتش به جهت خودش و به جهت نطنز سراسر افتخار ماست. چه بسا شهرهاي ديگر مانند کاشان و اصفهان به آن افتخار مي کنند. اکنون سالهاي سال است که دارند فعاليت مي کنند که نام کاشان را به اشتباه پشت نام ابيانه بياورند تا اين افتخار جاودانه را به نام خود ثبت کنند. حال شما فکر مي کنيد شهرت ابيانه به دليل نزديکي به کاشان است. ضمن تشکر از شما خواهشمندم مطلب خود را جهت احترام به مردم اين منطقه در اسرع وقت تصحيح فرماييد.))

در پايان مطلب مي خواهم حال که در مورد ابيانه نوشتم از مسئولين محترم خواهشي بنمايم. زماني که عده اي به ناحق قصد داشتند خليج هميشه فارس ما را به نام خود بزنند و آن را خليج عرب بنامند همه ملت ايران چه مسئول و چه غير مسئول صدايشان در آمد. مي دانيد چرا ؟ چون آنها مي خواستند به بخشي از هويت تاريخي و جغرافيايي ملت ايران آسيب وارد نمايند. اصلا قصد مقايسه ندارم چون همه ما از يک خاکيم و بردار. اما مسئولين عزيز ابيانه جزيي از هويت نطنز است و نطنز و نطنزي ها به آن افتخار مي کنند. از شما خواهش مي کنم با کساني که ناروا قصد دارند به اين بخش از هويت ما آسيب برسانند برخورد نماييد. ابيانه متعلق به نطنز است و ابيانه زماني ابيانه است که نام نطنز در ادامه آن آمده باشد نه نام کاشان . چون در شناسنامه ابيانه جلوي نام پدرنوشته نطنز .


کلمات کلیدی:
من شروع کردم ،شما هم بسم الله
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٦  

           يک سوزن به خود بزنيم بعد يک جوالدوز به ديگران

امروز براي نوشتن مطلب موضوعات زيادي را مرور کردم .اجلاس نمازي که تا دقايقي ديگر در نطنز برگزار مي شود و انتخابات مجلس هشتم در نطنز دو موضوعي بود که تا قبل از آغاز نوشتنم تصميم داشتم در مورد يکي از آنها بنويسم. هدفم نيز اين بود که در هر کدام مطالبي را که به نظرم قابل بررسي و اصلاح بود بيان نمايم. اما نمي دانم چه شد که به خود تلقين کردم يکبار هم که شده براي اصلاح خودم چيزي بنويسم.

بر سر گور کشيشي نوشته شده است: کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم ، بزرگتر که شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است ،من بايد کشورم را تغيير دهم. بعدها کشورم را نيز بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي به اين نتيجه رسيدم که شهر هم بزرگ است بهتر است خانواده ام را متحول کنم . ايتک در آستانه مرگ هستم . مي فهمم که اگر از روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم.

آري دوستان . عده اي از ما بسيار غافل شده ايم. هميشه به فکر اصلاح ديگران هستيم در حالي که خود نياز به يک اصلاح کلي داريم. داستان بالا نکته زيبايي را برايمان بازگو مي کند. اينکه بايد اصلاحات را از خود شروع کنيم.چطور مي شود مني که خود هنوز در نقصانم بتوانم  ديگران را اصلاح کنم؟ عادت کرده ايم زبان بگشاييم و يا قلم به دست گيريم و فرياد زنيم که فلاني چه کرده و چه خطاها و اشتباهاتي مرتکب شده و با بيان خطاهاي ديگران خود را اصلاحگر و دلسوز معرفي کنيم.عادت کرده ايم که هميشه به اصلاح محيط اطراف خود فکر کنيم. عادت کرده ايم که اصلاح خود را از ياد ببريم و عادت کرده ايم که اين عادتها را هميشه به اجرا بگذاريم.اما فکر مي کنيد آيا حرفهايي که از سر هواي نفساني است نه از سر دلسوزي مي تواند تأثير گذار باشد.فکر مي کنيد مي توانيم قبل از اصلاح خود ديگران را اصلاح کنيم؟ فکر مي کنيداگر خود دچار مشکل باشيم وحتي صادقانه به ميدان بياييم مي توانيم نتيجه خوبي براي اقدامات خود در اصلاح ديگران متصور باشيم. من که بعيد مي دانم. روي سخنم با همه نيست. با امثال خودم حرف مي زنم. امروز که اين مطلب را مي نويسم مي فهمم که که چه اشتباهاتي کرده ام. امروز مي فهمم که ماهها پيش بايد اول دست به اصلاح خود مي زدم. امروز مي فهمم که چرا آنقدر فريادي که کشيدم و هيچ اتفاقي نيفتاد براي چه بود. امروز مي فهمم که اگر خودم را اصلاح کنم شايد بتوانم جامعه اي را که در آن زندگي مي کنم چه محيط خانواده ، چه شهر و چه کشورم را اصلاح کنم. پس دوستان مثل خودم بياييد امروز سوزني به خود بزنيم و خود را اصلاح کنيم تا راه را براي جوالدوز زدن به ديگراني که آنها هم نياز به اصلاح دارند در فرداها هموار کنيم. در همين جا از همه کساني که در گذشته از سوي اينجانب به علت نقصانم به نحوي رنجه ديدند عذرخواهي نموده و اميدوارم حلالم نمايند. از اين به بعد سعي خواهم کرد در کنار انتقاد از ديگران خود را نيز اصلاح نمايم.شايد با اينکار بتوانم تأثير گذار تر باشم.دوستان مثل خودم ، من شروع کردم، شما هم بسم االله . 


کلمات کلیدی:
.............. از ما گفتن بود آقاي
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٦  

                مديريت چيست؟

قورباغه اي را به همراه مقداري از آبي که در آن زندگي مي کند در ظرفي بريزيد و آب را به آرامي گرم کنيد. خواهيد ديد که قورباغه به گرم شدن آب واکنشي نشان نمي دهد تا آن که آب جوش مي آيد و قورباغه مي ميرد. دليل اين رفتار اين است که قورباغه حيواني خونسرد است و دماي بدن خود را با تغييرات تدريجي دماي محيط تطبيق مي دهد.حال اگر قورباغه ديگري را در ظرف آبي که اختلاف دماي قابل ملاحظه اي با دماي بدن قورباغه دارد و لي براي او تحمل پذير است به يکباره بياندازيد خواهيد ديد که به سرعت به بيرون مي جهد . چون نمي تواند اين تغيير دماي ناگهاني را تحمل کند. اين يکي از مثالهاي مديريتي است که در جايي خواندم. مديراني که به محيط و تغييرات آن توجه ندارند ،روند و تغييرات تدريجي را شناسايي نمي کنند . بنابراين در زمان لازم استراتژي مناسب را اتخاذ نمي کنند زيرا خود را براي شرايط تغيير آماده نکرده اند. از سوي ديگر اين مديران ظرفيت تحمل خيلي از تغييرات محيطي ناگهاني را ندارند و بنابراين به آن تغييرات به درستي واکنش نشان نمي دهند. صحبتم اين است که يک مدير توانمند بايد توجه داشته باشد که در اطرافش چه مي گذرد و چه تغييراتي به وجود مي آيد وهر لحظه متناسب با آن تغييرات تصميم مناسب اتخاذ نمايد تا خداي ناکرده خود و سازمان زير نظرش را به يکباره در گرداب تغييرات ايجاد شده از دست رفته نبيند. و بالعکس اينکه مدير توانمند بايد آمادگي برخورد و مواجهه با تغييرات ناگهاني را داشته باشد تا باز هم بتواند شرايط متبوع مورد نظر را حفظ نمايد. مديران محترم بهتر است به تغيير شرايط  توجه داشته باشند وگرنه ممکن است اين تغيير شرايط آنها را و در نهايت سازمان زير مجموعه شان را تغيير دهد.تغيير ديد عمومي مردم نسبت به يک مدير نيز مي تواند از همين نوع تغيير شرايط باشد که اگر مديري به آن توجه نکند روزي بالاخره اين تغيير ديد عمومي دست به تغيير خود مدير خواهد زد.از ما گفتن بود آقاي .................


کلمات کلیدی:
الوعده وفا
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٦  

              در آرزوي حل مشکلات حمل و نقل عمومي

الوعده وفا. قول داده بودم بخشي ديگر از مشکلات حمل و نقل عمومي در نطنز را در مطلبي ديگر بنويسم و در اين قسمت قصد چنين کاري را دارم. در نطنز فکر کنم حدود 40 تاکسي مشغول به کار هستند ، اما نمي دانم با وجود اين همه تاکسي چرا اکثر اوقات مردم بايد منتظر تاکسي باشند. مطمئنم اگر حتي نصف آنها کار خود را به خوبي انجام دهند مشکلات تا حد بسيار زيادي کاهش مي يابد و نظارت بيشتر در اين زمينه مي تواند کارساز باشد.اگر بخواهيم گذري بر حمل و نقل عمومي برون شهري داشته باشيم با وضعيت اسفبارتري مواجه مي گرديم. اکثر دوستان که کرايه ها را به دلخواه خود دريافت مي نمايند. با وجود سواريهاي خطي بسيار در مسيرهاي کاشان و اصفهان اکثر اوقات مسافران در انتظار به سر مي برند. مهمتر اينکه برايم سوال است چرا بر قشري که با ناموس مردم سر و کار دارند نظارت بيشتري صورت نمي گيرد؟ بايد وضع به گونه اي پيش برود که انسانهايي متصدي خودروهاي حمل و نقل عمومي شوند که از ظرفيت اخلاقي بالايي برخوردار باشند. امروزه در مسير نطنز – کاشان که خود تردد دارم به صورت واضح مي بينم که حتي مسافران را گزينشي سوار خودرو مي نمايند و اين موضوع خوشايندي نيست. و آخرين مطلب در مورد حمل  ونقل عمومي وضعيت اتوبوسهاي مسافربري است. اولا که جالب است نطنز به عنوان يکي از توابع استان اصفهان هيچ اتوبوس و ميني بوسي براي حمل و نقل مسافران به مرکز استان ندارد. در ثاني مسافرت با اتوبوسهايي که براي مسير نطنز – تهران در نظر گرفته شده شباهت بسياري به فشار شب اول قبر دارد. مي شود تسهيلاتي مناسب در اختيار تعاوني هاي اتوبوسراني شهر نطنز قرار داده شود تا نسبت به تعويض اتوبوسهاي فرسوده خود اقدام نمايند و مطلب آخر در مورد اتوبوسها بر مي گردد به ساعت حرکت آنها که به نظر اينجانب متناسب با خواست عمومي مردم نيست و جالبتر اينکه دو اتوبوس از دو تعاوني مختلف به صورت همزمان حرکت مي کنند.ايجاد يک پايانه مسافربري در نقطه اي از شهر که در دسترس مردم باشد ( نه در يک نقطه خارج از محدوده ) مي تواند درصد بسياري از مشکلات حمل و نقل عمومي برون شهري را حل نمايد. به اميد حل هرچه سريعتر مشکلات حمل و نقل عمومي در شهر عزيزمان.


کلمات کلیدی:
اکثر آژانسها در حال تعطيل شدن هستند
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ آبان ۱۳۸٦  

                      در مصرف بنزين صرفه جويي کنيم

با اجراي طرح سهميه بندي بنزين و اختصاص سهميه 3 ليتر در روز به خودروهاي شخصي واضح بود که تا حدودي مردم براي تردد چه داخل شهري و چه بين شهري با مشکل مواجه گردند و دولت و مجلس نيز در همان ابتدا براي جلوگيري از وقوع چنين مشکلاتي سهميه هاي ويژه اي را تحت عنوان حمل و نقل عمومي ايجاد و مقرر نمودند که اين سهميه ها به خودروهايي که در اين زمينه فعاليت مي کنند واگذار گردد تا مشکلي در زمينه حمل و نقل عمومي ايجاد نگردد. الحق و الانصاف در تهران اين مشکل زياد دردسر ساز نشد و خيلي زود ،هم  خودروهاي جديدي به ناوگان حمل و نقل شهري افزوده شد و هم سهميه هاي ويژه در کارت سوخت خودروها وارد شد. اما در شهر ما نطنز آنچه واضح است مشکلاتي است که با گذشت حدود 4 ماه از شروع طرح سهميه بندي بنزين هنوز پابرجاست. مهمترين موضوع اينکه هنوز هيچ آژانسي سهميه خود را دريافت ننموده و اخيرا شنيده ام دو کارت که 300 ليتر بنزين در هر کدام از آنها موجود مي باشد به آژانسها داده اند و مطمئنا اين ميزان کفاف چند روز آژانسها را هم نخواهد داد. اکثر آژانسها در حال تعطيل شدن هستند و در ساعاتي هم که کار مي کنند سرويس هاي داخل شهري را به هيچ وجه جابجا نمي کنند و اگر هم اينکار را انجام دهند قيمتي فراتر از آنچه بايد بگيرند دريافت مي دارند. اگر فردي از ساعت 9 شب به بعد در شهرمان بيمار شود معلوم نيست تکليفش چيست؟ چون هيچ آژانسي از آن ساعت به بعد کار نمي کند که تا بيمارستان يا داروخانه مسافر را ببرد. تقصير رانندگان هم نيست .بنزين ندارند که ببرند. اما نمي دانم تکليف مردم اين وسط چيست؟ شهرهاي اطراف الان کمتر با اين مشکل روبرو هستند. اميدواريم مسئولين امر هر چه زودتر براي سهميه بنزين آژانسها در شهرمان فکري بکنند. اين موضوع دارد مقداري به مردم فشار مي آورد. بحث طولاني شد. مشکلات ديگري هم در رابطه با حمل و نقل عمومي در شهرنطنز وجود دارد که در مطلب بعدي خواهم نوشت. فعلا خداحافظ شما.


کلمات کلیدی:
ديروز امام جمعه محترم حرف دل مردم را زد
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٦  

                                         حاج ابوالفضل سليماني امام جمعه محترم نطنز

ديروز نماز عيد سعيد فطر در محل مصلي نماز جمعه نطنز به امامت حاج ابوالفضل سليماني امام جمعه محترم برگزار گرديد.جمعيت زيادي براي شرکت در نماز آمده بودند. سواي خرابي دستگاه صوتي که در رکعت اول نماز اعصاب من و شايد هم بعضي ديگر را به هم ريخته بود خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر ديروز به ويژه خطبه دوم به ياد ماندني بود. ديروز امام جمعه محترم حرف دل بسياري از مردم را پشت تريبون گفت و سعي کرد طوري بگويد که مسئولين هم زياد ناراحت نشوند. ديروز امام جمعه محترم از مشکلات زيادي پرده برداشتند که مردم نطنز با آن روبرو بودند و هيچ نمي گفتند.از مشکلات حمل و نقل عمومي که در شهر وجود دارد و به ويژه بعد از طرح سهميه بندي بنزين فشارش به مردم بيشتر شده بود تا مشکلات موجود در نانوايي ها . از کاستيهاي فرهنگي موجود در شهر   و به ويژه وضعيت اسفبار کتابخانه تا نامگذاري کوچه ها . ديروز امام جمعه بارها و بارها از مسئولين و اعضاي شوراي محترم شهر خواست که جدي تر مسائل را دنبال کنند و نظارتها را بيشتر کنند. ديروز امام جمعه محترم حرف دل مردم را زد. اتفاق بسيار خوشايندي بود. شايد اين حرفها اگر از زبان مردم عادي زده شود حساسيت زيادي براي رفع  مشکلات را در بين مسئولين  ايجاد نکند . اما ديروز امام جمعه محترم گفت. کسي که هم در حلقه مردم قرار دارد و هم در حلقه مسئولين. شادمان خواهيم شد که وقايع تا عيد فطر سال ديگر به گونه اي پيش برود که در نماز سال آينده امام جمعه از مسئولين محترم به خاطر تلاش در جهت رفع اين مشکلات که امسال  عنوان نمودند تشکر نمايد. به هر صورت ديروز  از يک چيز خوشحال شدم و آن اينکه فهميدم خود مسئولين هم مي دانند مشکل بايد عنوان شود تا حل شود . به هر تقدير از امام جمعه محترم و عزيز به خاطر سخنان ديروزشان سپاسگزارم . اميدوارم هميشه چنين واقعگرايانه مشکلات را پيش چشم مردم به مسئولين گوشزد کنند تا مردم هم بدانند  که مسئولين هم به فکر آنان هستند .مردم صاحبان اصلي اين انقلابند و حق دارند که بدانند مسئولين چه مي کنند.


کلمات کلیدی:
به خاطر مشتي پول
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ مهر ۱۳۸٦  

                هدف از ورزش چيست؟

چند شب پيش گذرم به سالن ورزشي استاديوم شهيد منوچهري نطنز جايي که مسابقات فوتسال جام رمضان در آن برگزار مي گردد خورد. سه سال پيش بنده نيز در برگزاري اين مسابقات سهيم بودم . آن شب صحنه اي را ديدم که برايم خيلي جالب و در عين حال تاسف بار بود. با وجود اينکه مخالفتهايي  با برگزاري جام رمضان به اين دليل که در اين ماه مساجد را خالي مي نمايد وجود دارد اما حال که اين مسابقات برگزار نيز مي گردد نمي کنند کاري فرهنگي انجام دهند تا لااقل جبران آن نرفتن به مسجد تا حدي بشود.اما اتفاق تاسف بار اين بود که نه تنها کار فرهنگي را در آن يک شب حضور نديدم بلکه پارچه نوشته هايي را در جلوي خود مشاهده کردم که از سوي افراد متمول که فکر کنم مبالغي را براي برگزاري مسابقات کمک کرده اند پيام هاي خوشآمد گويي و خير مقدم به ورزشکاران از سوي آنها نوشته شده بود. يادم مي آيد در اولين سال حضور جهت برگزاري مسابقات جام رمضان اولين کاري را که انجام داديم دو جمله ارزشي انتخاب کرده و آن را بر روي ديوار ورزشگاه نوشتيم. حال نمي دانم چه اتفاقاتي افتاده که دوستان به خاطر مشتي پول يادشان مي رود ارزشها چيست و بايد چه چيزهايي را به عنوان الگو در نوشتارها به جوانان معرفي کنند.آيا درست است در کشوري که بسيار بسيار فرمايش ارزشمند و شخصيت ارزشمند مذهبي داريم و به وسيله هرکلمه از گفتار آنها مي توان فرهنگي زيبا را به وجود آورد چنين بي تفاوت عمل کرد و فقط به خاطر مشتي پول جملاتي را پارچه نوشته کنيم و در معرض ديد همگان قرار دهيم که فقط ارزش جذب پول دارد. آقايان راه را گم کرده ايد .اگر اين دوستان براي رضاي خدا کمک مي کنند که ديگر نيازي به نوشتن نام آنها نيست و اگر چنين نيست و کمک خود را در قبال نوشتن نامشان مي دانند، لطف کنيد و در قالب تبليغات ،شرکت و يا محصولشان را تبليغ کنيد.از شما خواهش مي کنم ملاک ارزش در جامعه را چيزهاي با ارزشتر از پول قرار دهيد. در آخر نيز بايد بگويم در اين کشور آنقدر احساس وظيفه نسبت به جوانان وجود دارد که در اين حد کمکتان کند تا به اين شيوه ها براي جذب پول متوسل نشويد . مقداري به فکر باشيد و راه را پيدا کنيد.


کلمات کلیدی:
دستور رئيس جمهور محترم را اجرا کنيد
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٦  

            دستور آقاي رئيس جمهور را اجرا کنيد

(((((((دكتر "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري در نامه‌اي ، به معاون اجرايي رييس جمهوري ماموريت داد كه "از هرگونه استفاده شخصي از خودروهاي دولتي" ممانعت بعمل آورد.

در اين نامه تاكيد شده كه معاونين رييس جمهوري، وزرا، استانداران و همه مديران كشور درخصوص اجرايي شدن تصميمات، مسئوليت مستقيم دارند.

در نامه آقاي احمدي نژاد به معاون اجرايي رييس جمهوري اضافه شده‌است:" لازم است ضمن برخورد قاطع و قانوني با متخلفين ، نتايج تصميمات و اقدامات انجام شده به صورت مستمر و شفاف به آگاهي مردم عزيز كشورمان رسانده شود.)))))))))

 اين ها گوشه اي از يکي از دستورات رئيس جمهور محترم بود که براي اجرا به سراسر کشور صادر شد. چهار نکته مهم که در اين دستور وجود دارد بدين ترتيب است : 1 – استفاده شخصي از خودروهاي دولتي ممنوع 2 – وظيفه دولتمردان در سراسر کشور در خصوص اجراي اين تصميم 3 – برخورد قاطع و قانوني با متخلفين 4 -  اطلاع رساني شفاف از نتايج اين برخوردها به مردم.

 اما حداقل براي اينجانب واضح و آشکار است که حداقل در شهر ما ( نطنز ) در پاره اي از مواقع هيچکدام از اين 4 نکته مهم دستور رئيس جمهور يا تعدادي ار آنها اجرا نمي شود. از فرماندار عزيز نطنز خواستارم جهت اجراي دستور صريح رياست محترم جمهور بررسي و تحقيقي در شهرستان نموده و هر چهار نکته را براي يکبار هم که شده به اجرا بگذارند تا درسي براي ساير متخلفين گردد. چون اين دستور بارها و بارها از زبان رياست محترم جمهور از سيما پخش گرديد و تقريبا همه مردم و مسئولين از آن خبر دارند و مسئولي که از آن تا کنون سرپيچي کرده تخلف مشهود انجام داده است.آقاي فرماندار قبلا از توجه شما سپاسگزارم.


کلمات کلیدی:
اين هم درسي از مقام معظم رهبري
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٦  

                  اين هم درسي از مقام معظم رهبري

در وبلاگ محمد علي پناهي نژاد خاطره اي از مقام معظم رهبري خواندم که خواندنش براي شما خالي از لطف نيست. و اما خاطره...

((این خاطره را جایی ندیده بودم مطرح شود ... چون جالب بود می نویسم در یکی از سفرهای مقام معظم رهبری به استان مازندران آقا وارد منطقه محرومی به نام ((ارس ماخوست)) شدند.

ایشان وقتی برای بازدید به مدرسه ای وارد میشوند مشاهده می کنند که تمام میز و صندلی ها نو است آقا احتمال می دهند این کارها تشریفاتی است و برای ورود ایشان این کارها انجام شده است.

مقام معظم رهبری با تیزبینی از یکی از بچه های کلاس سوال میکنند : این میز و صندلی ها را چه زمانی برای شما آورده اند. 

آن بچه نیز جواب میدهد : آقا همین دیروز این ها را آورده اند .

آقا نگاه عتاب آلودی به آن مسئول انداخته و فرمودند :ضرورت ندارد به خاطر مسئولینی که خودشان نسبت به مشکلات واقفند بخواهید صحنه سازی کنید ))

خاطره را خوانديد؟ ياد چه افتاديد؟ واقعا بايد اين موضوع را مسئولين شهري درک کنند که وقتي يک مقام مسئول به جايي مي آيد  بايد وضعيت واقعي را نشان دهند. البته بيشتر اوقات چنين نيست و اين صحنه سازيها وجود دارد. البته مقامات مسئول هم مي دانند کدام واقعي است و کدام صحنه سازي. اين نوشتار هم يک درس براي مديران از سيره مقام معظم رهبري


کلمات کلیدی:
مديريت چاله اي ،مديريت لودری
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٦  

                      بدون شرح

روزي شخصي بر اثر افتادن خودرويش در چاله و صدمه زياد جان سپرد. خلاصه بر اثر اعتراضات مردمي به مسئولين براي اينکه چرا بر سر اين چاله بلايي نياورده ايد، جلسه اي فوق العاده با حضور تعدادي مسئولين گذاشته مي شود و مقرر مي شود که براي حل معضل آن چاله تصميم گيري کنند. نظرات شروع مي شود. نفر اول مي گويد صلاح است براي حل مشکل، آمبولانسي به صورت شبانه روزي در کنار اين چاله قرار دهيم تا به محض اينکه کسي آسيب ديد او را به بيمارستان منتقل کند. نفر دوم با رد نظر نفر اول مي گويد اين کار زمانبر است و بهتر است براي اين کار ما بيمارستاني را در کنار اين چاله درست کنيم تا مصدوم فوري به آنجا منتقل شود. نفر سوم با رد هر دو نظريه مي گويد اين کار نيز هزينه بر است بهتر است ما اين چاله را پر کنيم و به جاي آن چاله اي در کنار بيمارستان ايجاد کنيم تا ديگر نيازي به ساخت بيمارستان جديد نباشد و اين نظر مورد قبول همه واقع مي شود. در مثل به چنين مديريتي ، مديريت چاله اي مي گويند که هيچوقت تصميم بر حل مشکل ، عاقلانه نيست . مديران اين نوع تصميم گيري نيز بسيار زبانزد هستند البته از آن طرف.خلاصه اين نوع تصميم گيريها بسيار زياد است. اما با صحبتهايي که چند  وقتي است يکي از دوستان تصميم گير براي حل يک مشکل در ..... کرده است خيلي به ثواب نزديکتر است به احترام اين تصميم به جا ، نام مديريت چاله اي را به مديريت لودري تغيير دهيم.  اگر گفتيد اين نام چگونه و توسط چه کسي ايجاد شده است؟


کلمات کلیدی:
آنها هيچ انتظاري از هيچ کس ندارند
ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٦  

                                   تقديم به همه خبرنگاران

روز خبرنگار فرا رسيد. . همه در نگاه اول فقط جذابيت هاي اين شغل را مي بينند و هيچ کس توجهي به مصائب و سختي هاي آن نمي کند. هر چند نمي توان کتمان کرد که شغل بسيار جذابي است. اما باور بفرماييد قشر مظلومي هستند.يک روز سراغ مسئولي مي روند و او سرحال است و چنان آن خبرنگار را تحويل مي گيرد که نگو و نپرس . روز ديگر همين خبرنگار با تفکر روز گذشته به سراغ همان مسئول مي رود اما چون مسئول محترم اوقاتشان از جاي ديگري خرد شده تلافي همه را يک جا برسر خبرنگار بدبخت در مي آورد. اما هيچ اشکالي ندارد و هر کاري سختي هايي دارد که اين تعريف بنده نيز جزيي از سختيهاي شيرين خبرنگاري است.اما سخني هم دارم با مسئولين محترم .خبرنگاران هميشه سعي کردند پلي براي ارتباط شما با مردم باشند.هميشه در تلاشند تا تصوير زيبايي از خدمتگزاران به نظام را به مردم نشان دهند. هميشه در تب و تابند تا آگاهي ايجاد کنند . روشني ها را از زبان يکي بگيرند و به ديگري برسانند و بديها را فرياد بزنند تا ديگران را از آن گريزان کنند.آنها هيچ انتظاري از هيچ کس ندارند . فقط مي خواهند آنها را در اين عرصه ياري برسانيد و از قرار دادن اطلاعات در اختيار آنها دريغ نکنيد. همين و بس. ضمنا خبردار شدم در نطنز نيز آيين تجليلي از خبرنگاران گذاشته شده است. دست همه دست اندرکاران اين مراسم را مي بوسم و از همين جا اين روز را به همه خبرنگاران در اقصي نقاط اين کشور عزيز و به ويژه به خبرنگاران پايگاه خبري جديد التاسيس نطنز سلام تبريک عرض مي نمايم. اميد که  هميشه موفق باشيد.


کلمات کلیدی:
کويتی ها از ما در این زمینه جلو افتاده اند
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٦  

                        کسي که آقا صدايش مي کنيم 

امروز ظهر داشتم سايتها و خبرگزاريها را مرور مي کردم که در پايگاه خبري جهان به مطلبي خوردم که بسيار برايم جالب بود. تصوير بالا که متعلق به بازديد مقام معظم رهبري ازکهف الشهداء تهران است بر روي بعضي از سايتهاي اينترنتي قرار گرفته است. بنا بر خبر پايگاه جهان، عده اي از جوانان انجمني از کشور کويت با چاپ اين پوستر آن را در سطحي وسيع در اين منطقه امير نشين حاشيه خليج فارس  توزيع کردند که حدود بيست هزار نسخه آن بلافاصله در کويت ناياب شده است. خواستم شما نيز از ديدن اين تصوير محروم نمانيد. اميدوارم کساني که در صنعت چاپ حضور دارند هر چه سريعتر پوستري از اين عکس براي توزيع در داخل ايران هم آماده کنند. ظاهرا کويتي ها از ما در اين زمينه جلو افتاده اند.


کلمات کلیدی:
همه محو تماشاي او بودند
ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ امرداد ۱۳۸٦  

          سيدي که خيلي دوستش دارم

شنبه صبح به همراه چند نفر از دوستان اصلاح طلب به سمت کاشان رفتيم. فکر کنم بدونيد براي چي ؟ درسته. سيد محمد خاتمي رئيس جمهور محبوب و پيشين ايران ميهمان دارالمومنين بود. سخنراني اصلي ايشان ساعت 8 شب در مسجد آقا بزرگ بود. ساعت يک بعد از ظهر بود که از اردکان رسيد به عوارضي کاشان . استقبال گرمي از ايشان شد. برادرانش سيد علي و سيد محمد رضا و همچنين صادق خرازي با او بودند. خيلي برايم جالب بود . کسي که هيچ پستي در حال حاضر ندارد چنين محبوب باشد. جمع زيادي گريه سر داده بودند. چهره اش بسيار نوراني بود. دوربين هاي عکاسي و فيلمبرداري زيادي موبايلهاي دوربين دار را براي ثبت لحظه به لحظه حضور خاتمي در کاشان همراهي مي کرد. بعد از چند دقيقه توقف در عوارضي همه سوار ماشين شدند و به سمت قمصر به راه افتادند. در انتهاي قمصر خانه اي ويلايي که متعلق به آقاي صابري بخشدار قبلي قمصر بود براي پذيرايي از اين سيد بزرگوار آماده شده بود.از همه اطراف و اکناف آمده بودند. از بادرود گرفته تا مشکان ،کامو و جوشقان و.... مهندس کوروش رادفر که ما در معيت ايشان به ديدار خاتمي عزيز رفته بوديم در بين اصلاح طلبان کاشان چهره اي شناخته شده بود. خيلي تحويلمان گرفتند .خلاصه جمعيت زيادي دور هم نهار را صرف کردند و خود را براي سخنراني آقاي خاتمي که با يک ساعت تاخير قرار بود راس ساعت 5 در همان محل ايراد شود آماده مي کردند.سيد عزيز حتي وقتي داشتيم نهار مي خورديم براي عرض ادب و احترام به جمع حاضر لحظاتي بر سر سفره نشست و بعد براي استراحتي کوتاه به اتاقي ديگر رفت. خلاصه ساعت 5 رسيد . دسته دسته دانشجويان خود را به محل سخنراني در قمصر رساندند.همه اماده حضور خاتمي بودند. با آمدن ايشان شور و حال عجيبي در جمعيت ايجاد شد و همه فقط محو تماشاي او شده بودند. بعد از چند دقيقه اوضاع مقداري عادي شد و جلسه رسميت يافت . 3نفر به نمايندگي از تشکل هاي مختلف دست نوشته هايي را قرائت کردند که دست نوشته خانمي که در جلسه حضور داشت و سيد محمد خاتمي را پدر خواند اشک همه ، من جمله خود آقاي خاتمي را در آورد. واقعا زيبا نوشته بود و زيبا نيز اجرا کرد.خلاصه پس از خواندن اين متن خاتمي که خود عنوان کرد غافلگير شده است، دقايقي کوتاه صحبت کرد. هنوز لحنش دلنشين بود. من که نفهميدم چه گفت . چون محو تماشاي چهره اش شده بودم. خلاصه به علت کاري که پيش آمده بود نتوانستيم به کاشان برويم و از قمصر مستقيما به سمت تهران حرکت کرديم . در تمامي طول راه به خاتمي فکر مي کردم . به مردي که نمونه واقعي يک انسان است. نمي دانم چه دارد که حتي دشمنانش نيز نمي توانند تحسينش نکند. خلاصه اين خاطره يک روز شيرين زندگي من بود. سومين باري بود که اينچنين از کنار خاتمي بودن لذت مي بردم.  در آخر هم از همه عذرخواهي مي کنم که نتوانستم چند صباحي بنويسم. انشاءا... منظم تر خواهم نوشت.


کلمات کلیدی:
خدا نطنز و نطنزي ها را دوست دارد
ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٦  

                            مردي افتاده از دولت نهم

ديشب برنامه نگاه يک با حضور مهندس پرويز فتاح وزير محترم نيرو برگزار گرديد.خيلي برايم جذاب بود که نظر ايشان را بعد از حضور در نطنز جويا شوم. آخر ايشان به عنوان معين هيات دولت در جلسه شوراي اداري  شهرستان نطنز در سفر استاني رئيس جمهور به اصفهان شرکت کرده بودند. ساعت حدود 10 شب بود که رفتيم وزارت نيرو تا با همديگر به سازمان بياييم. آخر قرار بود در طول راه گزارشي از ايشان بگيريم. در مسافت رسيدن به استوديو به مهندس فتاح گفتم حضورتان در نطنز چطور بود؟ که با خوشرويي جواب داد : تعجب کردم نطنز را به من دادند. چون معمولا شهرهاي اينچنيني را به من نمي دادند و هميشه بيشتر به نقاط دور افتاده مي رفتم. در ضمن ايشان وقتي فهميد نطنزي هستم گفت که بسيار از شهر نطنز در جلسه هيات دولت دفاع کرده است. به واقع در اين فکر فرو رفته بودم که خدا چقدر نطنز و نطنزي ها را دوست دارد. چون باور کنيد در تمام هيات دولت مهندس فتاح وزير نيرو از لحاظ خوش خلقي و افتادگي نمونه است و بسيار در کاري که به ايشان مي سپارند تلاش مي کند. حال ببينيد از بين 21 وزير چه کسي به نطنز روانه شده است. بنده در جلسه شوراي اداري نطنز نبودم اما اميدوارم مسئولين محترم نطنز از اين وزير و مسئول دلسوز کمال استفاده را کرده باشند. از شما نيز به خاطر اينکه مرا تحمل کرديد ممنونم.


کلمات کلیدی:
خدا کند هيچگاه مادر نشوي
ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٦  

               مادر عزيزم بي انتها دوستت دارم

بهشت زير پاي مادران است. اين جمله را آنقدر استفاده کرديم که ديگر نخ نما شده. امروز همه مانده ايم چه بگوييم تا جبران يک عمر مادري را کرده باشيم. مي دانيد چرا گفتم مادري ؟ چون خواستم بگويم ايثار ديدم ايثار در مقابل مادر خجالت مي کشد. خواستم بگويم فداکاري ديدم او نيز شرمسار خواهد شد. خواستم بگويم مهرباني ديدم حق مطلب ادا نمي شود. گفتم مادري. ديدم بايد آنها را بوسيله يک مادرمعرفي کرد.من و شما هيچ گاه نمي توانيم درک کنيم يک مادر چه مي کشد. بزرگي مي گفت بزرگترين دعا در حق يک دختر اين است که بگوييم ((خدا کند هيچگاه مادر نشوي)).مادر شدن سخت است. مي داني فرزندت سير است اما هميشه نگران گرسنگي او هستي. مي داني غمي ندارد اما هميشه نگران ناراحتي او هستي. سراسر زندگي يک مادر شده غم خوردن. غصه خوردن. فرزندش به او اهانت مي کند اما مادر دست به سوي آسمان بر مي دارد و مي گويد خدايا سلامتش دار. فرزند او را از خانه اش مي رهاند  او به سقاخانه اي پناه مي برد و براي شادي اش شمع روشن مي کند . خدايا اين مادر کيست و چيست؟ هنوز هيچ کس نفهميده . در نقطه مقابل بعضي از ما بي معرفتها حتي يادمان مي رود که کودک بوديم. و از ياد مي بريم چه کسي ما را بزرگ کرده. به او بي احترامي مي کنيم.ناسزا مي گوييم. وحتي بعضي .... بهتر است ديگر چيزي ننويسم.  خدايا فردا روز مادر است. خجالت زده ام . نمي دانم چه کنم که قطره اي از زلال بيکران محبت مادرم را جبران کنم. دست به نوشتن بردم. گفتم با اين چند کلمه فقط به او بگويم به اندازه تمام دوستي ها دوستش دارم. به خداوندي خدا قسم از خودم بيشتر دوستش دارم. خدايا هميشه سلامتش بدار. ميلاد دخت نبي اکرم ، حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر را به تمامي مادران دنيا بويژه مادر عزيز خودم که تمام زندگيم مي باشد تبريک عرض نموده و از خداوند منان لباني هميشه خندان براي همه آنها آرزو مي کنم. ضمنا مادر عزيزم بي انتها دوستت دارم.


کلمات کلیدی: